نظرات
- اولین نظر را شما بدهید

به اذن چشم هایت ابرها هر لحظه باران تر
کسی که بیشتر هم مبتلایت شد مسلمان تر
شب دلتنگی پروانه ها با خنده های تو
چراغانی است یا با اشک های من چراغان تر ؟
کبوترها به روی شانه هایت لانه می سازند
و توی دست هایت یاس و میخک ها فراوان تر
نگاهت باغ های سیب را آیینه می بندد
تمام آسمان در چشم تو آیینه بندان تر
دلم را می گذارم در شبستان های دلچسبت
و در پای ضریحت حال و روزم را پریشان تر
زیارت نامه می خوانند گل ها توی صحن تو
و هرکس نذر چشمان تو می گردد غزل خوان تر
عبورت کوچه های شهر را آیینه باران کرد
خیابان های مشهد با قدم هایت خیابان تر
شهیدم کن به قدر لحظه ای کوتاه در چشمت
که هرکس زائر چشمت نشد هر لحظه ویران تر
ارسال نظر به عنوان مهمان