در کتابخانه شهیدرجایی؛

شعر سپید اهواز سبز شد!

شعر سپید اهواز سبز شد!

نشست هفتگی انجمن شعر سپید اهواز با حضور شاعران و علاقه‌مندان به شعر به مدیریت "علیرضا شکرریز" در کتابخانه شهیدرجایی برگزار شد.

به گزارش حبیب خبر، شیفتگان باشنده‌ی این نشست تخصصی: علیرضا شکرریز، مجتبی مباشر، نصرالله بنّازاده، آرزوشمسایی، جابر محیط، مهناز بهروزیان، بابک بهنام‌فر، معصومه جابری، حسین فرجی یاس سیلاوی ،امیدرضا عقیلی، عرفان ناصرپورکیانی  علی محمدی، احمد تمیمی،  فروغ حسینی، سمیه کردی و سروش نزاهی بودند .

جلسه با سخنانی در باب درس‌گفتارهایی از فلسفه و شعر توسط علیرضا شکرریز آغاز شد. سپس در بخش نخست، چهار شعر نقد و بررسی شد.

شعر نخست را "بابک بهنام‌فر"خواند.

در نقد این اثر علیرضاشکرریز گفت: در تفسیر شعر بسیار حرف می‌توان زد اما باید دید به لحاظ تکنیکی، شعر چگونه اجرا می‌شود.

در سطر چهارم این شعر با عینیت گمشده‌ای روبرو هستیم که موضوع و موضع شعر را مشخص نمی‌کند. او افزود: متن دارای گستره ی فلسفی است  اما باید دید التذاذ ادبی هم احساس و تکنیک به خوبی به کار گرفته شده؟

در این اثر شعر بیان فلسفی دارد بدون اینکه تکنیکی را در چهارچوب ساختار و فرم در جهت زیبایی شناسی ایجاد کند. دیگر اینکه خوب است که متن عمیق و یا چند معنایی باشد اما باید توجه داشت طوری نباشد که مخاطب سردرگم شود .

جابر محیط نیز در نقد این اثر گفت: شعر با ضربه و پارادوکس خوبی شروع شد اما در ادامه به سمت ضعف و شعار زدگی رفت.

علی محمدی نیز بر این عقیده بود که : چون شعر سپید است کلمات، هارمونی را در شعر ایجاد می‌کنند و در این اثر نیز با جابجایی سطرها می‌توان به هارمونی دست پیدا کرد. و دیگر آنکه دو سطر آخر با اینکه حرف و فکر مهمی درون خود دارد، اما جمله کاملا معمولی و بدور از نگاه شاعرانگی است.

حسین فرجی در نقد شعر بهنام فر گفت: هر چند مضمون تکراری است اما اتفاق خوب این شعر آنجاست که "مرگ" و "آزادی" دو واژه مجزا هستند اما در این شعر هر دو یک کار را انجام می‌دهند. 

احمد تمیمی با اشاره به نظریه شمیسا گفت شاعر از بیرون تاثیر می‌گیرد و در درونش اتفاقاتی صورت می‌گیرد که در نهایت دست به نوشتن شعر می زند. در این شعر ایده خوب شاعر به خوبی پردازش نشده.

دومین اثر خوانده شده در بخش نقد متعلق به "معصومه جابری" بود:

"در من دختری/ عشق به تابلوهایش/آویخته/درآیینه /خنده هاشور می زند /بغض را محو... /سکوت را  تونالیته... /عمری /نقش می زند. "

در نقد این شعر علیرضاشکرریز گفت: قبلا هم گفته ام که مفاهیم محدود هستند اما این چگونگی اجرا است که فرم و ساختار تازه ای به شعر می‌دهد و آن را متفاوت می‌کند.  در این شعر نیز ما با یک نگاه باز گفته شده روبرو هستیم. برای اینکه این نگاه تکراری نشود دوربین نگاه خود را باید از زاویه متفاوتی قرار دهیم . کلمه "عشق" یک کلمه مفهومی است اما در این اثر چون تجسم پیدا کرده ، اجرای متفاوت و شکل تازه ای پیدا کرده .ضمن اینکه ارجاعات بیرون از متن هم باید جوابگوی متن باشد و هم اتفاقات تازه ای به همراه داشته باشد .

در نقد این اثر حسین فرجی گفت: احساس قوی در کار باعث شده برای من حس آرامش به همراه بیاورد ضمن اینکه ویژگی این شعر تصویر گرا بودن آن است . استفاده خوب از تکنیک در این شعر دیده می‌شود. اما در سطر اول اگر شاعر دختر را حذف کند تأویل پذیرتر می‌شود. 

احمد تمیمی نیز گفت : سطر دوم این اثر یک سطر کاملا عادی است که انتظار می‌رود شاعر آن را نشان بدهد تا بگوید. با استفاده ی صرف از المان ها نمی‌توان به شعر دست پیدا کرد. در اتفاقات جدید شعر خصوصا تصویرسازی مدرن که در سورئالیسم سراغ داریم دیگر اینگونه تصویر سازی ها شعر نیست بلکه شاعر باید در طبیعت تصویر دخالت کند تا شعر شکل بگیرد .

 

در ادامه "یاس سیلاوی" خواند:

"چند سرگیجه را/پشت در جا گذاشته بود/۱۴۰۳ بغض را کُشته.../این را روزنامه ی صبح/با صدای نمکی /جارو می زد/خاک اما  همیشه/پشت به پنجره نبود/وقتی گلوی گلدان/رگ های گل را می مکید/می خواهم با رُژ حرف بزنم/ با شمع/با پروانه های چسبیده به یخچال/ چرا مادر/ نامم را نمی داند؟ /سلول های ذهنش/ هنوز خمیازه می کشد/همیشه گلویی هست/که استخوان نداشته را /زخم می کند/از زندگی انصراف بدهی/ سرگیجه های پشتِ در/به سراغت می آید"

در نقد این اثر علیرضاشکرریز گفت:

در این اثر ما با نگاهی شاعرانه روبرو هستیم این شعر در ادامه ی خود به سمت تعلیق می‌رود. اما همانگونه که اشاره کردم ، نگاه و حرف شاعر  بسیار عمیق است به طوری که واژه ها و جمله هایی که برای اجرای این نگاه بکار رفته نیاز به کار بیشتر دارد و جوابگوی صد در صد اجرای ذهن شاعر نمی شود.

دیگر اینکه جز نگری و تناقض گویی از نقاط مثبت اثر است هر چند در پایان ضربه آخر باید قوی تر شکل بگیرد. این شعر در نهایت نشان می دهد دارای نگاهی پویاست ولی دراجرا نیاز به تمهیدات بیشتری دارد.  

علی محمدی در نقد شعر سیلاوی گفت: شعر بسیار هوشمندانه است . تغیر زمان و مکان به طور غیر منتظره ‌ای شکل می‌گیرد.  اما تکرار حرف "با" در سطر سوم کاری صورت نمی‌دهد و حذف آن ایهام را بین دو سطر قبل و بعد پررنگ تر می‌کند

احمد تمیمی نیز گفت : واج آرایی، موسیقی درونی، تشخص دادن و جان بخشی به اشیا از ویژگی های خوب این شعر است. همچنین به نقطه قوت این شعر می‌توان اینگونه اشاره کرد که: با اینکه شعر مرثیه و غمنامه است و ما اندوه را در سراسر شعر حس می‌کنیم اما نامی از غم و اندوه نمی‌بینیم.

چهارمین و آخرین شعر در بخش نقد را عرفان "ناصرپورکیانی" خواند:

"کوه های آغشته/به خمیر برف/با تیغ آفتاب بهار/ صفای به خود می دهند"

در نقد این اثر علیرضاشکرریز گفت:

شاعر همواره در تصویر سازی موفق بوده و جزنگری در شعرش مشهود است و کارهای کوتاه ارزنده ای سروده.  در این شعر نیز از یک تصویر تصویر دیگری ساخته که شعر را احساسی تر کرده .

سروش نزاهی نیز در این نقد اثر گفت :

با توجه به ترکیبات زیاد در کار و با اینکه در رویکرد اخیر شعری از ترکیب ها گذر شده، البته نه می‌توان حذفش کرد نه زیاد از حد بکار برد اما در این شعر با اینکه هشتاد درصد آن ترکیب است اما درست و خوب استفاده شده و دلیل آن زبان به روز شاعر است .

در بخش دوم :

بنّازاده، جابر محیط، حسین فرجی علی محمدی، فروغ حسینی، سمیه کردی و سروش نزاهی و در حسن ختام جلسه علیرضا شکرریز شعر خوانی کردند. در پایان نگاره ای به رسم یادگار گرفته شد تا در یادمان انجمن باقی بماند.

ارسال نظر به عنوان مهمان

پیوست ها

0

نظرات

  • اولین نظر را شما بدهید
Tagsحبیب خبر, سی و نهمین نشست ادبی, انجمن شعر سپید اهواز, علیرضا شکرریز, کتابخانه شهید رجایی اهواز