ضرورت توجه غير شعاري وزارت نفت به خوزستان

"نفت" به ديگران "سود" مي رساند؛ به ما "دود"!

خوزستان، استان نفتخيز يا در حقيقت زرخيز است؛ هم با داشتن نفت و پتروشيمي، هم نيشكر و ديگر صنايع بزرگ؛ ولی به آن نسبت كه خوزستان در امور اقتصادي و اجتماعي و... حرف نخست را در كشور مي زند، در برابری با استان هاي ديگر، ناتراز بوده و تنها در وادی وعده و شعار توسعه یافته است!

البته، همه ي عالم و آدم مي دانند خوزستان قلب تپنده كشور است. قلبي كه اگر دچار نارسايي شود، براي كل كشور ایجاد مشكل می کند. بنابراين؛ توجه خاص دست اندركاران كشور به خوزستان بيش از پيش و بيش از استان هاي ديگر بايد باشد كه از نظر جمعيتي و وسعت همبه اندازه كلان شهر اهواز هم نيستند!

البته ناگفته نماند: مسوولان كشور و استان از سال ها دور تا كنون، در پرداختن به خوزستان سنگ تمام گذاشته اند به گونه اي كه وصف شان در توان ما نیست ولی بيش تر اين سنگ ها در همان بن بست شعار باقي مانده اند و در جاده عمل کار گذاشته نشده اند و در حقيقت قرار نبود گذاشته شوند! چون اگر مي خواستند، تا حال خوزستان گلستان شده بود....

وقتي وعده ها و شعارهاي برخي مسوولان و نمايندگان مجلس، بي پشتوانه است و تنها براي دل خوشي مردم و نيز گرفتن امتياز و راي سر داده مي شود؛ مسلم بدانيم تنها اين باد است كه وعده ها و شعارها را تا سرخرمن همراهي خواهد كرد! چرا كه وظايف شعاردهندگان، سر دادن شعار و وعده بود كه دادند و رفتند تا به ديگر امورشان برسند. اين عزيزان كه همه ساعات اداري شان را كه نمي توانند در راه دلگرمي مردم هدر دهند!

اگر مسوولان كشوري و نيز استاني در انجام وظيفه خدا را مدنظر مي داشتند و صادقانه و با همه وجود- هم در امور سياست خارجي هم داخلي- در راه عمران و آباداني شهرها و حل مشكل هاي جوانان به وي‍ژه در ايجاد اشتغال و ساخت مسكن و رسيدن به خودكفايي اقتصادي و رفاه و آسايش و شادی مردم كوشش مي كردند، امروزه با ذره بين بايد دنبال مشكل مي گشتيم نه درپی یک زندگی آبرومند و دستيابي به اقلام اساسي!

البته، از قديم هم گفته بودند:"مشكلي نيست كه آسان نشود" اما از آنجا كه مسووليت هاي مان را براي خدمت به كشور و جامعه جدي نگرفته ايم و تنها به ميز و صندلي هايي كه دراختيارمان قرار دادند، سفت چسبيده ايم، در عوض براي ديگران هم ايجاد مشكل كرده ايم! از همه مهم تر، نه تنها هراسان نشده ايم كه مردم را هراسان کرده ایم!

به هر روي، هدف از اين نوشتار، ابتدا زدن سوزن به خودمان بود و بعد جوالدوز كه چه عرض كنم، يك نيش هم به دولت مردان و اصل كاري دست اندركاران وزرات نفت كه انگاري در خوزستان همه چيز بر وفق مراد است و آن ها هيچ مسووليتي در قبال مردم فداكار و ايثارگر ندارند جز رسيدگي به امور كاركنان خود!

دولت ها و در اصل وزارت نفت تنها نبايد به فكر استخراج نفت در خوزستان براي بيرون كشيدن گليم حوزه هاي مسووليت خود باشند و به خطرهايي كه زندگي هاي غير نفتي مردم خوزستان را از سال هاي گذشته تا به امروز تهديد و ناامن كرده؛ از جمله آلايندگي ها و انفجارهاي گاه و بي گاه لوله هاي پوسيده نفت و گاز در جاي جاي استان فكر نكنند و پاي عمل شان را با جديت به كار نگيرند.

لوله هاي نفت و گازي كه در حقيقت زر اين استان زرخيز را به خارج از استان مي برد و آلودگي ها و خطرهايش براي ما مي ماند! شركت نفتي كه به ديگران سود مي رساند اما به ما دود!

يك مقام مسوول در خوزستان در یک جلسه شورای هماهنگی مدیریت بحران خوزستان گفته بود:"سه هزار کیلومتر لوله‌های گاز و نفت در خوزستان وجود دارد که بخش قابل‌توجهی از آن‌ها پوسیده است به‌ویژه لوله‌هایی که در مسیر جاده و مناطق مسکونی قرار دارند و ایجاد خطر می‌کنند باید اصلاح شوند؛ همچنین لوله‌هایی که از روی آب عبور می‌کنند نیز باید اصلاح شوند؛ باید تلاش شود کمینه هزینه و تلفات را در حوادث بحرانی داشته باشیم."

او افزود:"در سال ۸۸ هم با شکست لوله نفت در رودخانه کرخه بیش از ۱۲۵ کیلومتر از رودخانه کرخه آلوده شد و بنا بر درخواست استاندار وقت بسیج و سپاه برای کمک به نفت وارد میدان شدند و در طول ۲ ماه با حضور ۵ هزار بسیجی از روستاها و شهرهای اطراف این مشکل برطرف شد."

آيا مسوولان وزارت نفت در تهران بزرگ و مديران شركت ملي مناطق نفتخيز جنوب- كه در كلان شهر اهواز مستقرند- از زرهاي نفتي براي توسعه و عمران و آباداني و ايجاد اشتغال جوانان و نيز ايجاد امنيت، رفاه، آسايش و آرامش مردم خوزستان هزينه كرده و مي كنند؟

آيا مديران نفتي و اعضاي هيات دولت مي دانند اهالی غیزانیه- كه نگران خطر فرسودگی لوله‌های نفت اند- چه گفته اند؟ آنها درد دل كرده و گفته اند:"ما مردم منطقه غيزانيه به دلیل دارا بودن میدان عظیم نفتی و تحمل آلودگی پساب و فلرها، توقع ساخت مدرسه و مراکز بهداشتی و رفاهی داشتیم اما پس از حادثه اخیر انفجار لوله گاز، بیش از هرچیز نگران جان خود هستیم. آيا جان ما با ارزش‌تر از نفت نيست؟"

خط لوله ي گازي كه در جاده اهواز - ماهشهر (محدوده بخش غیزانیه) پنجشنبه گذشته دچار نشتی و انفجار شد و در این حادثه 9 تن کشته و زخمی شدند؛ نبايد دوباره تكرار شود. بايد ضمن ترميم اساسي، اقدام هاي پيشگيري از نشتي، هرچه سريع تر در كل خطوط لوله انجام شود.

آري! خوزستاني ها مطالبات عقب افتاده ي زيادي دارند؛ اما به كم ترين ها هم قانع هستند! شايد اين مورد يكي از نقاط ضعف ما خوزستاني باشد كه هميشه به كم قانع هستيم و باور داریم:"بايد كم بخوريم تا هميشه بخوريم" اما همين اندك ها هم امروزه در دسترس مان نيست؛ با اين حال از مسوولان انتظار داريم به وظايف شان در پرداخت عوارض و توسعه فضاي سبز و نيز پرداخت حق خوزستاني ها از زندگي در سرزمين نفتي- كه آلايندگي هايش محيط زيست را خواهي نخواهي آلوده كرده و مي كند كوشا باشند و تعلل و كم توجهي نكنند كه هم در اين دنيا و هم در آخرت بايد پاسخ گو باشند و فكر نكنند به اين راحتي گريبان شان را رها خواهيم كرد!

ارسال نظر به عنوان مهمان

پیوست ها

0

نظرات

  • اولین نظر را شما بدهید