نظرات
- اولین نظر را شما بدهید

اهواز/حبیب خبر- ح. ب. بیرگانی:
نشست های ادبی با حضور کارگزاران فرهنگی و دیدار با شاعران به ویزه پیشکسوت آن هم در روز شعر و ادب فارسی، آمیزهای از نگاه بهاری به شعر و خاطره و زندگی شاعران است.
به مناسب گرامی داشت روز شعر و ادب فارسی، دست اندرکاران اداره کل فرهنگ خوزستان با دو شاعر فرهیخته خوزستانی دیدار کردند.
دیدار دکتر "حسین براتی" مدیرکل فرهنگ استان، دکتر "علی بهرامی" معاون فرهنگی ایشان، و "فردین کوراوند" شاعر و دبیر انجمن های "قلم شهرزاد" و "سه شنبه های شعر" و یکی از شاعران و رسانه نگاران پیشکسوت با سرکار خانم "ملوک ربیع همدانی" شاعر خوزستانی و همسر زنده یاد استاد "عبدالرضا قناد دزفولی" شاعر و منتقد و نیز دیدار با استاد "احمدرضا کیماسی" شاعر و منتقد کشورمان" از برنامه هایی بود که برای گرامی داشت روز شعر و ادب فارسی دیده شده بود و برای نگارنده- که اتفاقی در این دیدارگاه حضور یافتم- جالب بود.
*از نخستین شعرها در «باغ باران» تا یادی از استاد قناد:
نشستی خودمانی که پر شده بود از یادها و روایتها.... از همان آغاز سخن، به نخستین شعرهای چاپشده در مطبوعات کشید.
دکتر "علی بهرامی" گفت: «نخستین شعرم در صفحهی "باغ باران" نشریه فجر (کارون کنونی) با مدیرمسوولی منصور قنواتی و دبیری "حبیب اله بهرامی" چاپ شد. آن روزها استاد "قناد دزفولی" هم صفحهی ادبی ویژه ای در نور خوزستان داشت و خیلی از شاعران جوان نخستین شعر یا نقدشان را همانجا به چاپ میسپردند. آقای حسیننژادیان هم سردبیر نشریهی نور بود و صفحهی ادبی اش روزنامه اش را استاد قناد اداره می کرد. جدیت و سختگیری استاد قناد در شعر زبانزد بود، ولی "بهرامی" نگاه مشوقانه به جوانان داشت."
دکتر "حسین براتی" نیز خاطرهای از روزگار جوانی تعریف کرد؛ ماجرای خواستگاری رفتن اش، چای بیقند و دامادی که باید با شیرینی خودش زندگی را آغاز میکرد؛ این سخن درحالی گفته شد که او در انتظار قند بود تا چای بنوشد!
در ادامه خانم "ربیع همدانی" شاعر با لبخندی از زندگی خانوادگی خود گفت: «امروز پنج نوه و یک نتیجه دارم. از مهندس بگیر تا دکترای پزشکی و داروساز ... همهی این عزیزان برایم برکت زندگی است."
او در ادامه، شعری خواند و فضای دیدارگاه را شاعرانهتر کرد:
"تو آتشی که ز هجران دلیل آه منی/ نشان حسرت تبهای در نگاه منی/ تو روح سبز بهاری میان یاس و نسیم/ تو خنده ابری تو سرپناه منی/ بیا به عشق تو سوگند هرچه بادا باد/ که ای عزیز تو زیباترین گناه منی"
در ادامه دکتر براتی به تحصیل و شخصیت ادبی دکتر بهرامی اشاره کرد و او را «یار صادق» و یاور فرهنگی جمع خواند. سپس اشعاری از استاد قناد نیز زمزمه شد؛ شعری که از رنج و فریاد و نفسگیر شدن سکوت سخن میگفت.
خانم ربیع همدانی خواننده غزلی از زنده یاد استاد "عبدالرضا قناد دزفولی" بود:
"وقتی سخن به سینه سرازیر میشود/ فریادم از سکوت نفسگیر میشود/ بشنو حدیث درد دلم را که نیست و/ من میروم برای تو هم دیر می شود/ اما انسان پدیدهای است که با مرگ و زندگی/ در کوچه راه حادثهها پیر میشود/ همواره گرد خان ستمگر، ستمگر است/ آنکه ستم نکرد ستمگیر می شود!"
پای روایتها که به زندگی شخصی استاد قناد رسید، خاطره هایی شنیدنی از خانم ربیع همدانی نقل شد: ازدواج در سنین پایین، ادامهی تحصیل در کنار همسری شاعر- که بخشدار بستان بود- و خود او نیز بخشدار ملاثانی بود، سفر با قایق به هورالعظیم برای سرکشی به مدارس عشایری و حتا همراهی با بلدوزرها در ساختوسازهای مرزی.
*خاطره های نقد ادبی
در خلال این یادها، خاطره های نقد شعر هم زنده شد. "فردین کوراند" به یاد آورد که استاد قناد در دهه هشتاد پس از شنیدن شعری، پانزده دقیقه دربارهی عناصر اسطورهای آن سخن گفت. شاعرِ جوان پس از جلسه اعتراف کرده بود: «خیلی چیزها گفتید که من خودم نمیدانستم. تازه فهمیدم ناخودآگاهم چیزی گفته که از خودم هم پنهان بود.» استاد لبخند زد و گفت: «این همان شعر راستین است؛ جوششی، نه کوششی."
به گزارش خبرنگار حبیب خبر، این نشست، آمیزهای از شعر و خاطره و زندگی بود؛ مانند "هورالعظیم" قدیم که پهنهای پرآب بود و در هر موجش انعکاسی از گذشته به چشم می آمد نه مانند امروز که "حریق العظیم" شده و در بی آبی می سوزد!
ارسال نظر به عنوان مهمان