نظرات
- اولین نظر را شما بدهید

سودِ صنایع بزرگ به تهران می رود ولی دودِ آن در خوزستان می ماند؛ چرا پرونده آگهیهای نفت و پتروشیمی همچنان در پایتخت بسته میشود؟
حبیب خبر- زیباکلام اهوازی:
نشست هماندیشی پیشکسوتان رسانههای خوزستان در ۲۶ آذرماه ۱۴۰۴، به صحنه عریانسازی یک دوگانگی تاریخی تبدیل شد؛ استانی که قلب تپنده انرژی و پتروشیمی ایران است، ولی رسانههایش در حسرت سهمی عادلانه از سفره آگهیهای همین صنایع، با بحران بقا دستوپنج نرم میکنند!
پیشکسوتان مطبوعات در این نشست تاکید کردند: در چرخه آسیب دیدهِ «نفت و پتروشیمی»، سود تبلیغاتی و فرمانِ پخش آگهیها سهم پایتختنشینان است و سهم خوزستان، تنها میزبانی از دود، آلودگی و حسرت است!
تالار اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی خوزستان، در آخرین روزهای آذرماه، میزبان بانگ هایی بود که دهههاست برای «عدالت رسانهای» فریاد می زنند. نشست هماندیشی پیشکسوتان رسانه با محوریت اقتصاد مطبوعات، فراتر از یک گفتوگوی صنفی، به کالبدشکافی یک استثمار نوین رسانهای پرداخت.
سخنرانان این نشست با تکیه بر تجربههای زیسته و راستینگی های تلخ امروز، از «دیوار بلند تهران» سخن گفتند؛ دیواری که مانع از ورود جریان نقدینگی آگهیهای غولهای صنعتی به رگهای خشکیده مطبوعات استانی شده است.
مساله، تنها کمبود منابع نیست؛ که یک دوگانگی ساختاری است: پرونده آگهیهای مناطق نفتخیز جنوب و پتروشیمیهای ماهشهر، در حالی در اتاقهای دربسته تهران بسته میشود که تبعات زیستمحیطی و فشار عملیاتی این صنایع بر گُرده مردم خوزستان سنگینی میکند.
در این موازنه نابرابر، رسانههای محلی- که باید زبان گویای مردم و ناظر بر عملکرد این صنایع باشند، بهواسطه تمرکزگرایی در پایتخت، از ابتداییترین حقوق اقتصادی خود محروم ماندهاند....

*صادق سلامت دوم – از نگاه کلان به قانون و نمایندگان
صادق سلامت دوم، عضو کمیته پیشکسوتان کشور، با رویکردی راهبردی، بر حل مشکل های اقتصادی رسانه از راه قانون و سیاستگذاری کلان تأکید کرد:
«ما باید اول مشکل ها را احصا کنیم، بعد راهکارها را پیدا کنیم و سپس با نمایندگان مجلس و دولت وارد مذاکره شویم. بحث یک یا دو آگهی نیست، این راهکارهای بزرگ میخواهد.»
او بر تصویب قوانین حمایتی و ایجاد ردیف بودجه مشخص برای رسانهها تأکید کرد و گفت:
«اگر از بالا نگاه کنیم، حتی با ده برابر شدن آگهیها، مشکلات اقتصادی حل نمیشود. ما باید طرح و برنامههای بزرگ داشته باشیم.»
*حسن فارسیزاده – عدالت آگهیها و شفافیت
حسن فارسیزاده، روزنامهنگار باسابقه، نقدی صریح بر نابرابری توزیع آگهیهای دولتی داشت:
«آگهیهای دولتی الان به دو بخش تقسیم شده؛ شفافیت وجود ندارد و فشارها باعث میشود برخی رسانهها نادیده گرفته شوند. عدالت در این زمینه وجود ندارد.»
وی با اشاره به تجربه تاریخی، تأکید کرد: «سالها قبل، استاندار وقت با حمایت از رسانهها، زمینه جذب آگهی و پشتیبانی را فراهم میکرد. اما امروز، رسانهها فقط متکی به بخششها هستند.»
*خانم بحیرایی: نبود رسانه محلی و پیگیری مطالبات شهروندی
خانم بحیرایی، پیشکسوت رسانه، با اشاره به تجربه کار رسانهای و مقایسه با یک سریال خارجی گفت: «در شهرهای کوچک، رسانه محلی حتی برای پیدا کردن یک کودک گمشده فعال است؛ اما در اهواز، رسانهها به مسائل واقعی مردم نمیرسند. مدیریت شهری و دولت باید نقش پشتیبانی و هدایت رسانهها را جدی بگیرند.»
او تأکید کرد: سهم رسانهها از پروژهها و اخبار خوب بسیار محدود است و این محدودیت، کارکرد حرفهای رسانه را تهدید میکند.
غلام بختیاری: فاصله رسانه با جامعه و ضعف درآمدزایی
غلام بختیاری با نگاهی اجتماعی و تاریخی، فاصله رسانهها با مخاطب و وابستگی شدید به آگهیها را مورد انتقاد قرار داد: «امروز مردم حتی توان خرید یک روزنامه را ندارند. رسانهها جایگاه خود را از دست دادهاند و رسانههای نوشتاری با فضای مجازی فاصله گرفتهاند.»
او با ذکر تجربه تاریخی افزود: «سالها پیش، یک نشریه با ۳۰ نسخه، ۶۵ آگهی جذب میکرد، اما امروز حتی صدها آگهی هم نمیتواند مشکلات رسانه را حل کند.»
*حبیباله بهرامی: مدل درآمدی پایدار و شفاف
بهرامی، پیشنهادهای ساختاری و عملیاتی ارایه داد و تمرکز بر درآمدزایی پایدار: برگزاری دورههای آموزشی، خدمات مشاورهای، انتشارات تخصصی- تخصیص درصدی از آگهیهای دولتی: با سازوکار قانونی و شفاف- حمایت قانونمند دولتی: ردیف بودجه مشخص و شفاف برای رسانهها- تقویت نقش حرفهای و نظارتی: کمیتههای اخلاق حرفهای، آموزش مستمر، نظارت بر عملکرد را یادآور شد.
او همچنین خواستار اصلاح قوانین حمایتی، تضمین استقلال مالی، و حمایت قضایی برای رسانهها شد و تأکید کرد: «پیشکسوتان باید بانگ خود را از فردی به نهادی تبدیل کنند و با تولید محتوای عمیق، تجربه خود را به نسل جدید منتقل کنند.»
*مجید خطیب: نیاز به کمیته پیگیری
خطیب به ضرورت تشکیل کمیتهای برای پیگیری طرحها و برنامهها اشاره کرد: «اگر بخواهیم به نتیجه برسیم، باید پیگیری ساختاری و دقیق داشته باشیم و از جلسه صرفاً به عنوان محل حرف زدن استفاده نکنیم.»
*محمدجعفر فلسفی: حفظ حرمت پیشکسوتان
فلسفی بر اهمیت نگاه آیندهمحور به پیشکسوتان تأکید کرد: «نخستین مساله این است که تکلیفمان روشن باشد؛ پیشکسوتان باید حفظ حرمت شوند و در تصمیمگیریهای رسانهای نقش راستین داشته باشند.»
او با نگاهی انتقادی گفت: «تجربه رسانهای استان نباید نادیده گرفته شود.»
نادیدهگرفتن تجربه، درست همان رفتاری است که صنایع بزرگ با رسانههای محلی دارند.
"فلسفی" درباره نقش آگهی ها در تداوم کار رسانه ها گفت: اگر سهم آگهیهای شرکت ملی مناطق نفتخیز جنوب نباشد، ۷۰ درصد نشریات استان باید تعطیل شوند!
*عاشور غلامپور اردلی: شفافیت و زیرساخت سختافزاری
غلامپور با نگاهی ساختاری و انتقادی گفت: «تا زیرساختهای سختافزاری و نرمافزاری فراهم نشود، اقتصاد رسانه و شاکله آن درست نمیشود. شفافیت بزرگترین مشکل اقتصادی رسانههاست.»
او گفت:حضور صادق سلامت دوم به عنوان عضو کمیته پیشکسوتان، بدون سازوکار انتخابی بوده و این وضعیت، بخشی از مشکلات مدیریتی رسانه را نشان میدهد.
*فارسیمدان: خروج از پیله سنتی
فارسیمدان با نگاهی آسیبشناسانه، به تغییر ذائقه مخاطب و افول فرهنگ مطالعه نشریات کاغذی اشاره کرد و گفت: رسانهها باید از پیله سنتی خود خارج شوند و برای بقا در بازار فعلی، به سمت تولید محتوای تخصصی و جذب مخاطب فعال حرکت کنند تا بتوانند تکیهگاه اقتصادی خود را از بودجههای محدود دولتی به سمت درآمدهای مردمی و بخش خصوصی ببرند.
*عادل مسلمانی: لزوم اتحاد صنفی
مسلمانی بر لزوم اتحاد صنفی تأکید ویژها کرد و یادآور شد: تا زمانی که رسانههای استان در قالب یک پیکره واحد برای احقاق حقوق خود (بهویژه در بحث توزیع عادلانه آگهیها توسط دستگاههای اجرایی) اقدام نکنند، چانهزنیهای فردی راه به جایی نخواهد برد. او بر «وزن و اعتبار پیشکسوتان» به عنوان بازوی اصلی مطالبهگری از استانداری تأکید کرد.
* کریم عزیزنژاد: تأمین امنیت شغلی و معیشتی
عزیز نژاد، بر لزوم اجرای کامل و بدون نقص قانون بیمه خبرنگاران (بیمه کامل تأمین اجتماعی و تکمیلی با تعرفههای مناسب) بدون شرطهای سختگیرانه و نیز ملزم کردن همه ادارات به پاسخگویی شفاف و بههنگام به رسانهها و تعریف مجازات برای مدیران متخلف در این زمینه تاکید کرد.
*محمدرضا بنوره: ناآشنایی با شیوههای نوین بازاریابی رسانهای
بنوره، به موضوع آموزش و سواد اقتصادی مدیران رسانه پرداخت. او بر این باور است که بخشی از مشکل های اقتصادی رسانههای خوزستان ناشی از ناآشنایی با شیوههای نوین بازاریابی رسانهای است. او پیشنهاد داد: پیشکسوتان باید تجربیات خود را در قالب کارگاههای انتقال تجربه به نسل جدید منتقل کنند تا رسانهها بتوانند از ظرفیتهای پنهان شرکتهای صنعتی بزرگ استان (خارج از ساختار آگهیهای دولتی) بهرهمند شوند.

*غلامرضا فروغینیا: لزوم استقلال حرفهای رسانه
فروغینیا، لزوم استقلال حرفهای رسانه در کنار اقتصاد را یادآور شد و افزود: اگر رسانه از نظر مالی به شدت وابسته و ضعیف باشد، قدرت نقد و نظارت خود را از دست میدهد. او بر لزوم ایجاد یک «صندوق حمایتی بومی» در استان و تدوین سازوکاری برای بهرهمندی رسانهها از بودجههای مسوولیت اجتماعی شرکتهای بزرگ نفت و گاز و پتروشیمی تأکید کرد.
۱. الزام به تمکین از ماده ۱۳ قانون مطبوعات: شرکتهای بزرگ (نفت و پتروشیمی) باید ملزم شوند که تمامی آگهیهای خود را تنها از کانال اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان خوزستان و سامانه جامع رسانههای کشور توزیع کنند. هرگونه واریز وجه به روزنامههای کشوری خارج از این فرآیند، باید به عنوان «تخلف بودجهای» تلقی شود.
۲. فعالسازی شورای آگاهی رسانی استان: تشکیل یک کمیته نظارتی با حضور استاندار، نمایندگان مجلس و پیشکسوتان رسانه برای پایش عملکرد روابط عمومیهای صنایع؛ تا اجازه ندهند بودجههای تبلیغاتی از مرزهای استان خارج شود.
۳. تعریف پیوست رسانهای برای مسوولیتهای اجتماعی (CSR): پیشنهاد شد که بخشی از بودجههای میلیاردی «مسوولیت اجتماعی» صنایع نفت و گاز و پتروشیمی، به جای پروژههای متفرقه، صرف «حمایت از زیرساختهای رسانهای استان» شود تا رکن چهارم دموکراسی در خوزستان تقویت شود.
۴. وحدت رویه رسانههای استانی (تحریم یا مطالبه دستهجمعی): پیشکسوتان بر این باورند که رسانههای خوزستان باید در یک جبهه متحد، از پوشش اخبار تنها تبلیغاتی شرکتهایی که آگهیهای خود را به تهران میبرند، خودداری کنند تا این شرکتها متوجه وزن و اهمیت رسانههای محلی شوند.
۵. انتقال دفاتر بازرگانی از تهران به خوزستان: مطالبه جدی برای انتقال بخشهای تصمیمگیر مالی و بازرگانی پتروشیمیها از تهران به محل استقرار کارخانهها در ماهشهر و اهواز، تا فرآیند «بستن پرونده آگهیها» در خودِ استان انجام شود.

پیام نشست روشن بود: رسانههای خوزستان فقیر نیستند؛ محروم شدهاند.
پتروشیمی نمیتواند هم ثروت استان را ببرد، هم آگهیهایش را، و بعد از «مسوولیت اجتماعی» حرف بزند.
تا زمانی که فرمان آگهیهای مناطق نفتخیز جنوب در تهران صادر میشود و آگهیهای پتروشیمی ماهشهر یکسره در تهران توزیع میشود و سهم رسانههای خوزستان از پتروشیمی ها زیر صفر است؛ هر سخن در باب حمایت از رسانه، شعار است، نه سیاست.
"نشست ۲۶ آذرماه، تنها یک دردِدل نبود؛ بلکه اتمام حجتی بود با مدیرانی که در خوزستان تنفس و در تهران هزینه میکنند!
پیشکسوتان رسانه باور دارند: اگر رگهای مالی رسانههای استان جان نگیرد، در آیندهای نزدیک، خوزستان با بحران مرجعیت رسانهای روبهرو خواهد شد که این خود، بزرگترین تهدید امنیتی و اجتماعی برای منطقه است."
ارسال نظر به عنوان مهمان