ناکام اونه که شهید نشه!

ابراهیم‌ها در راهند!

ابراهیم‌ها در راهند!

فیلمنامه سورئال/ به کوشش: دکتر محمد خطیب*

اهمیت قهرمان فیلمنامه را روزنامه فایننشال‌تایمز این‌گونه روایت می‌کند: "سنوار به شخصیتی افسانه‌ای در نوار غزه تبدیل شده و بسیاری از فلسطینی‌ها به او افتخار می‌کنند و او در میان مردم فلسطین بسیار محبوب است.

در اواخر سال ۲۰۱۸(۱۳۹۷) مذاکرات با اسرائیل برای آتش‌بس طولانی‌مدت در جریان بود و تا زمان اعلام در ژانویه ۲۰۲۰ (دی‌ماه ۱۳۹۸) در ایالات متحده ادامه داشت. طرح صلح «دونالد ترامپ» توسط اسرائیل به عنوان یک مسیر رو به جلو پذیرفته شد اما به ضرر فلسطینی‌ها بود و آن را رد کردند."

🔹️آن‌طور که دشمن گفته و تصاویر نشان می‌دهند، سکانس پایانی قهرمانِ قصه ما این‌گونه بوده:

پیرمرد، تنها بود و بی‌کس و البته شجاع و نترس. جوان‌های دشمن محاصره‌اش کردند ولی قهرمان، تا آخرین گلوله جنگید. نیروهای تیپ ویژه، از او ترسیدند و با  تانک به سمت او شلیک کردند. زانوی چپش کاملا خرد شد، ساعد دست راست هم شست، انگشت سبابه دست چپ هم قطع شد؛ اما او تسلیم نشد.

فرمانده نیروهای ویژه تلاش کرد با نیروهایش از پله‌ها بالا رفته و بر قهرمانِ زخمی و بی‌رمق، پیروز شود؛ اما او با نارنجک این‌ها را عقب راند.

🔹️شکستگی استخوان‌ها و خون‌ریزی‌، رمَق از قهرمان ربوده بود. کوادکوپتر وارد ساختمان شد تا بدانند این مرد_تسلیم_ناپذیر کیست؟ اما او در تنهایی و جراحت هم کاملا باهوش و زرنگ بود: چهره‌اش را با چفیه‌ای پوشانده بود و با همان درد شدید، کوادکوپتر را فراری داد.

🔹️تک‌تیرانداز دشمن به پیشانی‌اش شلیک کرد اما خونی بر صورتش نریخته، یعنی خون‌ریزی خیلی شدید بوده و خونی در بدن نداشته.

در نهایت مجددا تانک دشمن گلوله دیگری شلیک کرد و طبقه دوم آوار شد. نیروهای ویژه، هنوز جرأت نزدیک شدن به قهرمان در طبقه دوم را نداشتند و او را رها کردند.

یک روز بعد و پس از تمام شدن همه چیز، درنهایت بالا رفتند و قهرمانی را دیدند که در کنار سلاح و کتاب دعای‌ش به شهادت رسیده است.

🔹️فیلمنامه و دکوراسیون صحنه، عجیب سورئال است. قهرمان قصه، یک کلاشینکف خراب دارد که ناگزیر شده با چسب برق، قطعات آن را به هم بچسباند. تا آخرین فشنگ و آخرین قطره خون جنگیده. پیکرش نه روی زمین، که روی مبل افتاده و زیر تونل‌ها نیست؛ بلکه در یک منزل مسکونی عادی است.

🔹️عجب دکوراسیون عجیبی برای پایان‌بندی فیلم! قهرمان، خانه، مبل، اسلحه و البته کتاب دعا...حتی وقتی سربازان دشمن بالای پیکر او هستند، هیچ نشانه‌ای از خوشحالی در آن‌ها نیست؛ چهره‌های‌شان بهت‌زده است.

🔹#ابوابراهیم شهید شده و اکنون، منتظر ابراهیم‌هایی هستیم که قرار است بت بزرگ را بشکنند و بساط نمرود و نمرودیان را جمع کنند. آتش بر این ابراهیم‌ها، گلستان است و خوشا به حال اینان.

🔹️همیشه، خورشید در سپیده‌دم خود، از میان خون برمی‌خیزد. آنان که سرخی شفق را می‌بینند، منتظر سپیدی خورشید هم هستند.

البته سکانس بعد از پایان را خودِ قهرمان روایت کرده است، آنجا که گفت: "من این جمله از امام علی (ع) را خوب به خاطرم سپرده‌ام که فرمود: دو روز در زندگی انسان هست، روزی که در آن مرگ سرنوشت تو نیست، و روزی که مرگ سرنوشت توست. در روز اول هیچ کس نمی‌تواند به تو آسیبی برساند و در روز دوم هیچ کس نمی‌تواند تو را نجات دهد."

به قول حاج مهدی رسولی :"ناکام اونه که شهید نشه."

وَسَلَٰمٌ عَلَيۡهِ يَوۡمَ وُلِدَ وَيَوۡمَ عاش، وَيَوۡمَ    استشهد وَيَوۡمَ يُبۡعَثُ حَيࣰّا.

ارسال نظر به عنوان مهمان

پیوست ها

0

نظرات

  • اولین نظر را شما بدهید
Tagsشهادت هنر مردان خداست, شهید یحیی سنوار, شهید, شهادت, محمد خطیب, حبیب خبر