نظرات
- اولین نظر را شما بدهید

حبیب خبر- منوچهر برون:
امروز اهواز میزبان دو بحران همزمان بود؛ یکی آزمونی به نام کنکور که هزاران جوان چشمانتظار آن نشستهاند، و دیگری آزمونی بیپایان به نام گرد و غبار که سالهاست مردم خوزستان را درگیر کرده است.
در این میانه، اما آنکه قربانی هر دو شد، نه سیاستگذار بود، نه مدیر، نه برگزارکننده؛ بلکه نوجوانی بود با برگهای سفید و رویایی بزرگ که زیر آسمانی خاکستری، آرام آرام نفسش را باخت.
کنکور تجربی امروز در حالی در اهواز برگزار شد که هوا از نفس افتاده بود. گرد و غبار، بیاجازه وارد حیاط مدرسهها شد، لای ماسکها خزید، چشمها را سوزاند، سینهها را فشرد. خانوادههایی که صبح زود، با امید و اضطراب، فرزندانشان را بدرقه کردند، با دستهایی لرزان، دعاهایشان را در هوایی آلوده گم کردند.

چه کسی مسوول است؟ این پرسش، ساده است، اما پاسخ، در مه سیاستها گم شده است. سالهاست خوزستان با پدیده گرد و غبار دستوپنجه نرم میکند. از تالابهایی که خشکیدند، تا مرزهایی که بیتدبیر رها شدند، تا سدهایی که جریان حیات را بریدند. همه اینها حلقههایی از زنجیریاند که امروز گلوی جوان اهوازی را در مهمترین آزمون زندگیاش میفشارد.
برگزاری کنکور در چنین شرایطی، نه تنها بیعدالتی است، بلکه بیتدبیری آشکار است. آیا نمیتوانستند زمان آزمون را جابهجا کنند؟ آیا فکری به حال امکانات درمانی اضطراری نشده بود؟ آیا جان داوطلبان، کمتر از نظم تقویمی بود که در دفتری نوشته شده است؟
کنکور همیشه سخت بوده، اما امروز در اهواز، سختترین کنکور تاریخ برگزار شد؛ جایی که ذهن و روان و ریهها، همزمان درگیر آزمون بودند. دردی که در چشم این نوجوانان نشست، فراموش نخواهد شد.
ای کاش گوش شنوایی باشد. ای کاش دستی تدبیرگر و عزمی ملی برای اینکه دیگر هیچ آزمونی زیر سایه گرد و غبار برگزار نشود.
امروز، اهواز به ما یاد داد که عدالت آموزشی، تنها در برگههای پرسش نیست؛ در نفس سالمی است که باید تا پایان جلسه حفظ شود.
ارسال نظر به عنوان مهمان