نظرات
- اولین نظر را شما بدهید

اهواز/ حبیب خبر- عباس شاخی:
در روز خبرنگار، معمولاً از آنهایی حرف زده میشود که روایت میکنند، پیگیری میکنند و مینویسند.
ولی راستش را بخواهید، اینبار دلم میخواهد از کسانی بگویم که خودشان روایت نمیشوند، اما همیشه در دلِ روایتها حضور دارند.
آدمهایی که شاید در هیچ تیتر و خبری نباشند، ولی کارشان، جزیی از زندگی روزمره همهی ماست.
مانند اکنون که بدون درنگ از کارت بانکیمان استفاده میکنیم، تماس تصویریمان بیوقفه وصل است، پیام تبریک یا تسلیتمان دقیقاً در همان لحظهای که باید، میرسد، یا حتا وسط یک سفر، بیدردسر فیلم میبینیم.
کمتر کسی به این فکر میافتد که پشت این "سادگی"، چه میزان دقت، تلاش و تعهد نهفته است.
چیزهایی که ساده به نظر میرسند، معمولاً پیچیدهترینها هستند و خوب مدیریت شدهاند.
پشت این روان بودن ارتباطات، پشت این "همیشه در دسترس بودن"، انسانهایی هستند که نه اسمشان را میدانیم، نه تصویری از آنها دیدهایم، اما همیشه هستند؛ همیشه آماده، همیشه در صحنه.
کارکنان شرکت مخابرات ایران از آن دستهاند.
آدمهایی که در دل شهرها تا دورترین روستاها، از مرزهای دوردست تا عمق کوهها و کویرها، در گرما و سرما، شب و روز، بیدرنگ در تلاشند تا ارتباط پایدار بماند.
در روزهایی مانند نوروز و اعیاد، در انبوه آیین های مذهبی مانند محرم و اربعین، حتا در دل بحرانهایی چون زلزله، سیل یا جنگ ارتباط باید برقرار بماند.
و این یعنی آمادهباش دایمی؛ آدمهایی که "تعطیلی" برای شان معنا ندارد، چون کاری که میکنند، باید همیشه جاری باشد...
در شرجی و گرمای بالای ۵۰ درجهی خوزستان یا سرمای استخوانسوز آذربایجان، این تلاشگران، بهجای خانه و خانواده، در ایستگاههای تقویت شبکه حضور دارند؛ ایستگاههایی که شاید موقتی باشند، ولی درست در همان لحظهای که باید، تفاوت میسازند.
شبکهای که ما هر روز بیدغدغه به آن وصل میشویم، نتیجهی تلاش همین آدمهاست.
فیبرهای نوری، مسیرهای جایگزین، ژنراتورها، باتریهای پشتیبان، سیستمهای انتقال و خنککننده و دهها جزء دیگر، از پیش آمادهاند تا اگر حتا اختلالی هم رخ داد، ما چیزی احساس نکنیم.
ارتباط، بیدرنگ ادامه دارد... چون در پسِ آن، آدمهایی هستند که با دانش، تعهد و سکوت، پشتیبان این جریاناند...
در روزهایی که همه تعطیلاند، اتاقهای مانیتورینگ مخابرات، روشناند؛ با شیفتهای شبانهروزی و چشمهایی که بیدرنگ بر وضعیت شبکه نظارت دارند، تحلیل میکنند، تصمیم میگیرند و اگر نیاز باشد، آنی وارد عمل میشوند.
برای همین هم هست که گاهی، درست وقتی انتظارش را نداریم، همهچیز درست کار میکند؛ چون کسانی پشت صحنهاند که اگرچه دیده نمیشوند، اما همیشه هستند.
از پیام عاشقانهای در شب یلدا، تا تماسی اضطراری در دل زلزله، یا یک زنگ ساده در مسیر پیادهروی اربعین؛ ارتباط تنها با کابل و دکل و سرور زنده نمیماند؛ با "تعهدِ" آدمهایی ادامه پیدا میکند که باور دارند کارشان مهم است، حتی اگر هیچکس نامشان را نداند.
و اکنون که تقویم، روز خبرنگار را نشان میدهد، ترجیح میدهم اینبار نه از قلم و گزارش، بلکه از کسانی بنویسم که امکان همین نوشتن و روایتها را فراهم میکنند؛ همانهایی که اگر نباشند، نه ارتباطی هست، نه پیامی، نه حتا امکانی برای انتشار همین واژگان ساده...
از آنهایی که دیده نمیشوند، اما همیشه هستند...
این یادداشت، ادای احترامیست به ستونهای ناپیدای شبکه ارتباطی این سرزمین؛
به متخصصان، تکنسینها، کارشناسان و تلاشگران خاموشِ پهنه مخابرات که بیادعا، اما با همه توان، ایستادهاند پشت این «ساده بودنها. اگر آنها نبودند، بسیاری از قصّهها، هرگز روایت نمیشد...
ارسال نظر به عنوان مهمان