نظرات
- اولین نظر را شما بدهید

نوروز ۱۴۰۱ در نوشتار «از جانکی تا جهان یکی» و ۱۲ اردیبهشت ماه ۱۴۰۳ در نوشتار «تأملی بر روز معلم» برای سهل آموزی امر آموزش با بازنگری در درونمایه درسی (به ویژه برای دانش آموزان دبیرستانی متوسطه دوم)، فراهم آوری فضای آموزشی در خور آموزگاران و دانش آموزان و چگونگی استفاده از ظرفیت های معماری ایرانی (باغ)، بازدید از طبیعت و حیات وحش و گنجاندن ساعت سینما، ... اشاره کردم؛ در کنار موارد مذکور، این نکته را که نخبگان و تصمیم سازان- که نقش مهمی در تولید محتوای آموزشی و پدیدآوری زمینه و بستر مناسب فضای آموزشی دارند- بدون در نظر گرفتن نقش جامعه و همراهی و همگامی مردم، به اهداف و مقاصد دست نخواهند یافت، یادآوری کردم.
*مردم می توانند نیرومندانه در امر آموزش سهیم باشند
تندرستی، تغذیه، ورزش، همبستگی ملی، سرمایه های معنوی، سخاوتمندی، کمک به دیگران، ایران دوستی را تنها از لابلای کتاب ها ( کتاب محوری ) نمی توان به کودکان (و همه درس آموزان دانش آموز و دانش جوی) آموخت.
اعتماد به علم و دانش و استفاده از فن آوری های نوین نباید ما را از ظرفیت های کارساز و نیکوتری مانند همنشینی و مصاحبت با اهل هُنر و کهنسالان (پیران دانا) بی بهره گرداند.
در دنیایی که پر از پیام ها و بنمایه های علمی است دیگر تنها نهادهای آموزشی تولید کننده و مسوولیت پذیرنده نیستند و روزانه با حجم زیادی از اطلاعات روبه رو می شویم که فارغ از سنجش و درستی یا نادرستی این حجم از داده ها، به لحاظ روانی نیز ذهن ما را درگیر و آشفته می سازد.
به تعبیر «نیکلاس کار»، نویسنده حوزه فناوری، "ما دچار چند پارگی هُشیاری شده ایم و جهان مان را (فراوانی) اطلاعاتْ، درک ناپذیر کرده است. "
از همین روی با همه دسترسی آسانی که دنیای دیجیتال به وجود آورده است، آن گونه که «ماریان وُلف» دانشمند علوم اعصاب و پژوهشگر حوزه خواندن در کتاب «آهسته بشتاب» می نویسد: «باید حواسمان باشد در اثر دسترسی بی دردسر به رسانه های دیجیتال توانایی تفکر» ( در ما و همه درس آموزانِ دانش آموز و دانش جوی ) آسیب نبیند . "
اگر در کنار این تفکر که مدرسه و دانشگاه محلی ست برای «آموزش» برای زیستن، مدرسه و دانشگاه را محلی برای «زیستن» بدانیم و پرورش و آموزش را با شادی، رادی، آزادی، آبادی و حقیقت جویی و زیبایی های معنوی بیامیزیم چنین آغازی دل پذیر، ذایقه پسند و توأم با رشد و تعالی خواهد شد.
در چنین فضایی به جای کمیت گرایی و زیاده خواهی بگوییم «کافی» و «بس» است. آن گاه در دسترسی به منابع متناسب با استعدادها و فرصت ها گام برداریم و نحوه درست استفاده کردن از انرژی ها به ویژه «آب»، را با عمل و رفتارمان یاد دهیم تا در مواجهه با انسان ها، با طبیعت، با خود و با آفریدگار بهترین انتخاب را داشته باشیم و مانع استخراج بی رویه منابع و مصرف گرایی نشویم.
اشاره های موجود در ادبیات منظوم و منثور ما نشان می دهد که آموختن، محدود به زمان، مکان و سن خاصی نیست ولی هنگام تحصیل و دانش اندوزی از دیرباز جدا شناخته شده و قابل توجه بوده است و مردم با وجود گرایش های عامه پسند اهمیت علم و دانش را دریافته بودند و در گفتار و رفتار شان یادآوری می کردند .
این توجه و یادآوری در ایجاد حال و هوای شادی آوری و شورانگیزی هنگام علم (دانش) آموزی کارساز بود؛ به نظر می رسد در زمانه ما از میزان آن شورمندی و توجه تا حد زیادی کاسته شد .
در سنجش با پیشینیان، امروزه قدرت «فرد» بیشتر شده است و ناهمتا از نسل های گذشته که بیشتر تجارب عملی و اندوخته های شفاهی چیره بود و «همگان» نمی دانستند یا نمی توانستند سهمی روشن و نگاهگیر در پیشرفت و سرنوشت کشور داشته باشند در روزگار ما به یاری ارتباطات و فن آوری های نوین بیشتر و بهتر می توان در سرنوشت کشور مشارکت فعال داشت و سهیم بود.
هر روز از هنگامی که برمی خیزیم تا زمانی که می آساییم، کارها و حرکت های بسیاری از خود نشان می دهیم؛ گفتار، رفتار، نوشتار و حتا (زبان بدن) مان، یا واکنش های ما به دیگران در فضای اینترنتی بر دیگری اثر گذار است و هر کدام از مردمان جامعه می توانند با آگاهی بخشی و رفتار آموزی زمینه «بِه زیستی» را فراهم آورند.
با این توضیح، تأمل در واژگان و عبارات پر بسامدی که در ادبیات روزمره به کار می بریم - که می تواند تحریک کننده، نویدبخش، امید آفرین یا آسیب زا و نا به جا باشد- ناگزیر می شود.
اگر جدی گرفتن قدرت واژگان و توجه به عبارات پر تکرار روزمره ما را به تأمل وادارد، در بیان و عنوان کردن گزاره هایی که بیشتر با قید «همه» ، «هر» ، «تمام» ، «همیشه» ، ... بی پروا بر زبان جاری می کنیم هوشمندتر می شویم و در قضاوت های علمی ـ اخلاقی درباره دیگران درنگ کرده تا جایی که ممکن است «سکوت» می کنیم یا در پاسخ به پرسش هایی که در گستره و تخصص ویژهکاری ما نیست از گفتن واژه «نمی دانم» نهراسیم و با این شیوه مواجهه، از گسترش دادن رفتارهای ناپسند به همگان خودداری کرده و همه را به یک چوب نرانیم و از یک سنخ نپنداریم .
این دیدهبانی در گفتار، نوشتار و رفتار ما سبب می شود از بازگویی و به کاربردن واژگان و سخنان بدبینانه و نومیدانه- که سبب بدیزدایی از اعمال ناپسند و مسوولیت ناپذیری شده خودداری کنیم و در نتیجه به جای «تماشاگران خاموش» به کنشگرانی تبدیل شویم که آینده زیبای ترسیم شده در ذهن شان، دست یافتنی است .
چشم انتظاری و امیدواری دل و ذهن ما، به دانش آموزان و دانش جویان زمانی واقع گرایانه (روشن) است که آنان را به نظم دهندگان فضای راستین جامعه تبدیل کنیم و از این ظرفیت و قدرت سرمایه انسانی برای توسعه بهره جوییم .
آغاز سال تحصیلی همراه با تغییر در شیوه های آموزشی آموزگاران، ایجاد فضای آموزشی مناسب از سوی تصمیم سازان و درنگ در قضاوت های اخلاقی و علمی ما، فرخنده باد .
یکم مهر ۱۴۰۴
*سند پژوه و مدرس تاریخ
ارسال نظر به عنوان مهمان