نظرات
- اولین نظر را شما بدهید

حبیب خبر- زیباکلام اهوازی:
نشست هیأت دولت پایان می یابد؛ کارگزاران با چهرههایی خندان از ساختمان بیرون میآیند؛ خندههایی آنقدر پررنگ که گویی نه صفهای طولانی نان وجود دارد، نه تورم افسارگسیخته، نه سفرههای کوچکشده!
کارگزاران با ذوقی کودکانه مقابل دوربینها میایستند؛ انگار از این شادند که عکسشان امروز، زینتبخش صفحههای رسانهها و شبکههای اجتماعی میشود؛ شاید هم فکر میکنند با چند لبخند مصنوعی میتوان بار سنگین نگرانی مردم را سبک کرد. پیامی که از این رفتار میبارد ساده است: «ما خوشحالیم، شما هم بیخیال همهچیز باشید!»
ظاهراً دولت، «روزی رسانه» را همان یارانۀ ۳۵۰ هزار تومانی میداند؛ رقمی که به زور میشود با آن نیم کیلو گوشت خرید؛ تازه اگر قصاب محل بخندد و تخفیف بدهد! این شادیهای بیموقع بیشتر شبیه تمسخر واقعیت تلخ روزمره است تا نشانه موفقیت.
در یک سوی صحنه، یکی از مسئولان دستش را بالا میبرد؛ حرکتی که شاید بخشی از سیاستبازی روزمره باشد؛ عدهای آن را دلبردن از جریانهای سیاسی میفهمند، عدهای خیال میکنند علامتی برای فروپاشی تحریمهاست. اما برای مردمِ گرفتار در قیمتها و اجارهخانهها، این حرکات بیشتر شبیه تکاندادن دست از پنجره یک قطار دور است: بیمعنا و بیاثر.
از طرف دیگر، سخنگوی دولت با لبخند پهن و دستی که به شکل «قلب» درمیآورد، پیام «همه چی آرومه» را به دوربینها مخابره میکند؛ انگار آن کوه مشکلات اقتصادی، اجتماعی و معیشتی که هر روز روی مردم آوار میشود، فقط یک سوءتفاهم کوچک است و همه چیز با یک قلبگرفتن حل میشود!
اما واقعیت، آن بیرون در خیابانهاست؛ جایی که مردم نه با قلب گرفتن سیر میشوند، نه با لبخند مسئولان اجارهخانه را میپردازند.
وقتی دولت روی خرابهها لبخند میزند، مردم حق دارند بپرسند: "این شادی از سر امید است یا از بیاعتنایی؟"
ارسال نظر به عنوان مهمان