امروز:
پنجشنبه - 9 بهمن - 1404
ساعت :

«در اندیشه ایران» یا میراث «دلار جهانگیری»؟

حبیب خبر- هوشمند هوشیارزاده:

روایت هشت سال معاونت ریاست‌جمهوری، اکنون در قالب کتابی با عنوان پرطنین «در اندیشه ایران» از سوی اسحاق جهانگیری منتشر شده است. ولی صرفِ شنیدن این نام، ذهن افکار عمومی را ناگزیر به فروردین ۱۳۹۷ و غبار سهمگین «دلار ۴۲۰۰ تومانی» پرتاب می‌کند؛ سیاستی که نه به «ثبات» و «پیش‌بینی‌پذیری» وعده داده شده منجر شد، که به سرعت برق‌آسا به «دلار جهانگیری» معروف و به‌عنوان یک اشتباه بزرگ اقتصادی در تاریخ معاصر ایران ثبت شد.

توزیع ارز ۴۲۰۰ تومانی، که قرار بود با شعار حمایت از سفره مردم، «تک نرخ» ارز در اقتصاد ایران باشد، خیلی زودتر از آنچه انتظار می‌رفت، خام بودن خود را عیان کرد. این سیاست، به قول تشکل‌های رسمی بخش خصوصی، به «ام‌الفساد» اقتصاد ایران بدل شد. مروری بر تجربه بیش از سه سال از اجرای این سیاست، تصویری تلخ و پرهزینه را ترسیم می‌کند:

*کاهش سهم مردم، افزایش سهم رانت‌خواران: برخلاف هدف حمایتی، یارانه ارزی نه به طور کامل به سفره مردم رسید و نه مانع کوچک‌تر شدن آن شد. در عوض، منابع عظیم، تخمین زده شده تا ۱۸۰ هزار میلیارد تومان، به کام رانت‌خواران و واردکنندگان یک‌شبه رفت.

*تشدید رانت و فساد: اختلاف قیمت عظیم میان ارز دولتی و بازار آزاد، بساط رانت‌خواری را فراهم کرد و پدیده‌هایی چون «کارتن‌خواب‌های میلیاردر» و ثبت رکوردهای تاریخی در ثبت سفارش واردات را به وجود آورد. بیش‌اظهاری در واردات و گم شدن کالاها در مسیر انبار تا بازار، بخشی از پیامدهای مستقیم این تصمیم بودند.

*فشار بر تولید ملی: در سایه واردات بی‌حساب‌وکتاب و اختصاص ارز ارزان، تولید ملی تضعیف شد. صنعت کاغذ نمونه‌ای آشکار از این آسیب است؛ صنعتی که با سرازیر شدن کاغذهای ۴۲۰۰ تومانی از نفس افتاد و رقابت سالم از بین رفت.

*آشفتگی بازار و هدررفت منابع: حتی در حوزه حساسی چون دارو، با وجود برچسب ارز دولتی، قیمت نهایی برای بیماران آزاد بود. نتیجه این سیاست این بود که «هم منابع هدر رفت و هم بازار آشفته شد

**«اندیشه ایران» یا «اندیشه جهانگیری»؟

حالا، سال‌ها پس از آن تصمیم پرهزینه که اقتصاد کشور را به گرداب تبدیل کرد، جناب جهانگیری با کتابی به میدان آمده که نامش «در اندیشه ایران» است؛ انگار نه انگار که آن سال‌ها، اندیشه ایران زیر چرخ‌های همان «تصمیم بزرگ»- بخوانید: اشتباه بزرگ- خرد شد.

شاید اگر قرار است این کتاب، «روایت معاون اول» باشد، نام شایسته‌تر برایش «در اندیشه جهانگیری» بود؛ کتابی درباره‌ی این‌که چگونه یک عدد ۴۲۰۰، به‌جای نجات اقتصاد، تبدیل شد به ام‌الفساد.

اینجاست که مؤسسه اطلاعات باید توضیح دهد کدام بخش از آن هشت سال، ظرفیت تبدیل شدن به روایت «اندیشه‌ورزانه» را داشته است؟ اندیشه‌ای که نتیجه‌اش، صف‌های طولانی، رانت‌های شگفت‌انگیز و فشار بی‌پیشینه بر معیشت مردم بود.

آیا قرار است در صفحات این کتاب، جناب جهانگیری توضیح داده است:

*چرا دولتی که مدعی «ثبات» بود، خودش با چنین تصمیم شتابزده‌ای بازار را برهم زد؟

*چگونه تصمیمی که به نام حمایت از مردم گرفته شد، در نهایت به کام رانت‌خواران تمام شد؟

*چرا تک‌نرخی شدن ارز، حتا یک روز هم جدی گرفته نشد و چرا دولت به سرعت عقب‌نشینی کرد اما تا آخرش مسوولیت نپذیرفت؟

یا قرار است - مانند همیشه- همه‌چیز «پاره‌ای از توطئه‌ها» یا «ناهماهنگی دستگاه‌ها» معرفی شود؟

اسحاق جهانگیری اگر می‌خواهد از «اندیشه ایران» سخن بگوید، باید نخست درباره «پیامدهای اندیشه خودش» توضیح بدهد؛ درباره میراثی که سال‌ها بعد نیز آثارش در قیمت کالا، در رکود تولید، و در نبود رقابت سالم باقی مانده است.

کتابی که از آن دوران نوشته می‌شود، اگر قرار است واقع‌بینانه باشد، باید فصل‌هایی با عنوان‌هایی همچون «چگونه رانت به‌جای مردم نشست؟» و «کالایی که وارد شد، اما هیچ‌وقت به بازار نرسید» داشته باشد.

در نهایت، کاش جهانگیری در این کتاب توضیح دهد: چرا هر جا سخن از بحران ارزی، نابه‌سامانی بازار و جهش قیمت‌هاست، نام «دلار جهانگیری»نه به‌عنوان یک سیاست، بلکه به‌عنوان یک خاطره جمعی ناگوار زنده می‌شود.

وقتی نتیجه اندیشه، این هزینه‌های هنگفت بر پیکر اقتصاد و سفره مردم است، به راستی چه نیازی به نوشتن کتاب درباره آن باقی می‌ماند، مگر پذیرش بازگفت راستین؟!

ارسال نظر به عنوان مهمان

پیوست ها

0

نظرات

  • اولین نظر را شما بدهید