نظرات
- اولین نظر را شما بدهید

حبیب خبر- محمد نوروزی بابادی:
چرا خوزستان، استانی که پس از تهران بهحق یکی از خاستگاههای بنیادین ادبیات و هنر ایران بهشمار میآید، هنوز از داشتن دانشگاه هنر محروم است؟ پرسشی ساده ولی ژرف که سالهاست بیپاسخ مانده و پیامدهای آن، خانوادهها و استعدادهای هنری این دیار را فرسوده کرده است.
خوزستان در شعر، تیاتر، سینما، خوشنویسی، نقاشی، مجسمهسازی و بسیاری از شاخههای هنری دیگر، نهتنها حضوری کنشگرانه که نقشی اثرگذار و جریانساز داشته است. با این همه، نبود یک دانشگاه تخصصی هنر در استان، شکافی آشکار میان ظرفیت فرهنگی و سیاستگذاری آموزشی ایجاد کرده است.
این پوچی، خانوادهها را ناچار میکند برای تحصیل فرزندانشان، بهویژه دختران، سالها آوارگی استانهای دیگر را تحمل کنند؛ آوارگیای که تنها هزینههای مالی ندارد، که فشارهای روحی، نگرانیهای دایمی و ازهمگسیختگی آرامش خانوادگی را نیز بههمراه میآورد.
نگارنده، بهعنوان فردی که سالها در بخش هنر، بهویژه شعر و نمایش فعالیت داشتهام، این رنج را بهصورت مستقیم تجربه کردهام.
دخترم برای تحصیل در رشته هنر، ناچار شد دوره کارشناسی را خارج از خوزستان بگذراند و برای ادامه تحصیل در کارشناسی ارشد نیز به استان دیگری مهاجرت کند.
اگر تنها هزینههای این سالها محاسبه شود، روشن است که ایجاد رشتههای هنری در خوزستان، حتا تا دوره دکتری، بخش بزرگی از این فشارها را کاهش میداد؛ هزینههایی که امروز چندین برابر بر دوش خانوادهها تحمیل شده است.
پرسش اساسی اینجاست: آیا این جایگاه در شأن خوزستان است؟
استانی با این پیشینه درخشان، این سرمایه انسانی و این سهم تاریخی در فرهنگ و هنر کشور، چرا نباید میزبان دانشگاه هنر باشد؟
اکنون که بهدلیل سکته مغزی خانهنشین شدهام، این خواسته را نه از جایگاه شخصی، که از جایگاه نگرانی همگانی و فرهنگی مطرح میکنم. انتظار میرود کارگزاران استانی و ملی، ایجاد و ساماندهی رشتههای هنری را در یکی از دانشگاههای خوزستان بهطور جدی در دستور کار قرار دهند تا فرزندان این سرزمین برای تحصیل هنر، ناچار به ترک دیار نشوند و خانوادهها از کمینه آرامش برخوردار باشند.
این، یک خواسته فردی نیست؛ درخواستی است برای دادگری آموزشی و پاسداشت جایگاه فرهنگی خوزستان.
ارسال نظر به عنوان مهمان