نظرات
- اولین نظر را شما بدهید

حبیب خبر- عبدالمجید شیخی:
"دولتها سالهاست با ابزار نرخ ارز، ترازوی معیشت را جابهجا میکنند. تورم، نه یک پدیده اتفاقی، بلکه نوعی «مالیات پنهان» است که بدون مصوبه مجلس، مستقیماً از جیب حقوقبگیران و تودههای مردم برداشت میشود.
"عبدالمجید شیخی" کارشناس اقتصادی، در این یادداشت با نقد سیاستهای ارزی ۷۰ سال گذشته، راهکار خروج از این بنبست را نه در پرداخت یارانه، که در بازگشت به «پول پایه طلا» و تثبیت واقعی ارزش پول ملی میداند."
*مقدمه: پول در جایگاه «میزان»
برای تقویت معیشت مردم، «اصلاح ساختار پولی کشور» باید در صدر اولویتها قرار گیرد. دولت اگر سودای حمایت از سفره مردم را دارد، باید پیش از هر چیز عمود خیمه اقتصاد، یعنی پول ملی را تثبیت کند.
از منظر اقتصاد اسلامی و آموزههای قرآنی، پول نقش «میزان و ترازو» را دارد؛ بر این اساس، هرگونه تزلزل در ارزش پول ملی، به معنای بیثباتی در کل ساختار اقتصادی و از میان رفتن عدالت در معاملات است.
*تورم؛ مالیات پنهان بر دارایی مردم
راستینگی این است که تورم چیزی جز اُفت ارزش پول ملی نیست. وقتی ارزش پول کاهش مییابد، قدرت خرید مردم به صورت مستقیم ذوب میشود؛ این روند در عمل، نوعی «برداشت پنهان» از دارایی و درآمد مردم است.
چالش بزرگ زمانی آغاز میشود که دولتها بهطور مستقیم یا غیرمستقیم با افزایش نرخ ارز، به این افت ارزش دامن میزنند. این اقدام، برخورد مستقیم با معیشت جامعه است که زندگی دهکهای وسیعی را با بحران مواجه میکند.
*بازگشت به پشتوانههای راستین: راهکار تثبیت
نیاز حیاتی امروز ما، تعریف پول بر اساس پشتوانهای مشخص و فیزیکی مانند طلا است. اگرچه نظام طلا از سال ۱۹۷۱ در سطح بینالمللی دچار دگرگونی شد، ولی ضرورت کنترل ارزش پول با اتکا به اصول درست همچنان پابرجا است.
ذخایر ملی: در صورتی که ذخایر طلا برای پوشش حجم نقدینگی کافی نباشد، میتوان از داراییهای با نقدشوندگی بالا مانند نفت و گاز استخراجشده بهعنوان ذخایر ضمانتی استفاده کرد.
پایان بازی با نرخ ارز: ما ۷۰ سال تجربه شکستخورده در بازی با نرخ ارز را پشت سر گذاشتهایم. گذر از تکنرخی به چندنرخی و واژگونه، همواره تورمزا بوده است. مشکل اقتصاد ایران با دستکاری نرخ ارز حل نمیشود؛ که باید ارزش پول ملی با تعریف «پول پایه طلا» تثبیت شده و نرخ واقعی ارز بر اساس قیمت جهانی و داخلی طلا کشف شود.
*محاسبات درست و شکاف ارزی
بر اساس گزارشهای صندوق بینالمللی پول، در پایان سال گذشته میلادی که هر اونس طلا ۱۸۰۰ دلار بود، نرخ دلار معادل ۱۴۷۰۰ تومان محاسبه میشد. اکنون که قیمت جهانی طلا افزایش یافته، طبق محاسبات نرخ برابری ارز، ارزش راستین دلار در بازار ما باید بسیار کمتر از ارقام کنونی (حتا زیر ۶۰۰۰ تومان) باشد. این شکاف، نشاندهنده حباب و مدیریت نادرست در حفظ ارزش پول است.
*ریشههای داخلی تورم: بانکها و بودجه
بخش عمدهای از تورم ناشی از دو عامل داخلی است:
۱- خلق نقدینگی بیضابطه: بانکها بدون پشتوانه راستین، اعتبار خلق میکنند و نقدینگی را از ظرفیت تولیدی کشور فراتر میبرند.
۲- کسری بودجه: هزینههای غیرضروری دولت و تراز نبودن درآمدها، منجر به استقراض از بانک مرکزی و افزایش پایه پولی میشود که آشکارا سفره مردم را کوچک میکند.
*نتیجهگیری: پیشگامی پایدار کردن بر حمایتهای نقدی
تا زمانی که پول ملی پایدار نشود، هیچ سیاست حمایتی از جمله یارانه نقدی یا بستههای معیشتی اثرگذار نخواهد بود؛ چرا که تورم به سرعت این کمکها را بلعیده و بیاثر میکند.
تجربه زدایش ارز ترجیحی نشان داد: وعده جبران هزینهها برای کالاهای اساسی در عمل انجام نشد و جهشهای قیمتی، فشار را دوچندان کرد.
بنابراین، درستترین پشتیبانی از مردم، نه پرداخت یارانه، که بازگرداندن پایداری و آرامش به واحد پول ملی است.
ارسال نظر به عنوان مهمان