نظرات
- اولین نظر را شما بدهید

اهواز/ حبیب خبر- دکتر حسن دادخواه:
برای شناخت ماهیت و چگونگی هر پدیده و درک درست و کامل وضعیت آن، نیازمند گرفتن یک "روش" هستیم. این "روش"، گاهی "متد" و گاهی " منطق" خوانده می شود!
به زبان سادهتر، زاویه دید و نگاه ما به واقعیت و پدیده ها و روش شناخت ما از آن یا دستگاه فکری بررسی کننده و نوع روشی که اتخاذ کرده است در میزان درستی یا نادرستی یا کامل و ناقص بودن شناخت آن، موثر است و از آنجا که نوع شناخت و میزان شناخت و درستی و ناقص و کامل بودن شناخت ما از پدیده ها و واقعیتها، در گرفتن تصمیم و موضعگیری ما موثر است، از این روی، باید پایش و شناخت بررسی کنندگان از پدیدهها، کامل و بر اساس روشی درست، باشد که آنان را به صحت و شناخت درست راهنمایی کند!
بر این پایه گرفتن شیوه نادرست و ناقص، ما را به شناختی غیر منطبق بر واقعیت سوق می دهد و شناخت ناقص موجب گرفتن تصمیم ناقص و نادرست می شود!
این موضوع در حوزه حکمرانی و در سطح بالای گرفتن تصمیم های مهم و دشوار، ارزش خود را نشان می دهد. آنجا که روش و متد و منطق ناقص و نادرست مشاوران و مدیران میدانی، تحلیل نادرست به مقامات عالی منتقل می کنند و آنان بر اساس تحلیل های نادرست، تصمیم و موضعی نادرست گیرند.
ملاحظه و مطالعه سخنان صاحبان بلندگو در جامعه امروز ایران و بلکه مطالعه و بررسی، اصول و پایه های تحلیل بزرگان ایران در سپهر سیاست، نشان می دهد با همه احترام و اعتبار برای برخی از این بزرگان، اما پایه ها و مایه های چهار چوب دستگاه ذهنی و اعتقادی آنان، لزوما بر اساس روش و منطق و متد کاملا درست نبوده و نیست و اکنون ملاحظه می شود که به رغم گذر سالیان، همچنان میوه های تلخ و نارسی از رهگذر روش ها و متدهای ذهنی آنان در شناخت و تحلیل واقعیت جامعه، طعم تلخی را در کام ما نشانده است و ناکارایی آن متد و روش ها، امروزه هویدا شده است!
در ادامه به پاره ای از گزاره هایی که در سپهر سیاسی و اجتماعی ایران امروز، به عنوان عناصر تشکیل دهنده روش و متد تحلیل و شناخت، گرفته می شود، اشاره می کنم:
۱- انقلابی بودن، به معنای کوشش های پیگیرانه و شبانه روزی بیرون از سازوکارهای متعارف قانونی، همراه با شور و شرر.
۲- بی پیرایگی، ساده زیستی، قناعت طبع، دست و چشم پاکی که معمولا با فرمانبرداری، احساسگرایی و آسانگیری همراه است.
۳- با مردم و فرودستان بودن، حضور فیزیکی در میدان.
۴- ملاحظه و دیدن جمعیت و تجمعات به نشانی اعلام موافقت و همراه بودن مردمِ کف خیابان با سیاست های کلان در سرزمین خویش!
۵- همنوایی نسبی با سازمانهای جهانی و همراهی با آنها، کلا نکوهیده و مطرود است!
۶- هر گونه انتقاد و اعتراض علیه برخی روش ها و شیوه های مرسوم به نوعی همراهی با دشمنان خارجی است!
۷- هر سخن و ایده و نگاه نو و تغییر و تجدید در باورها، ناسپاسی ناشکری از وضع خوب کنونی است.
۸- ارزیابی از اشخاص بر مبنای ظاهر لباس و چهره آنان.
۹- سکوت را نشانه ای از رضایت پنداشتن!
۱۰- نادیده گرفتن حق انتخاب برای شهروندان، شرط و شروط قرار دادن برای صحت و درستی انتخاب شهروندان!
این لیست همچنان می تواند بلندتر شود و روش و متد مرسوم و رسمی داخل کشور را برای تحلیل از واقعیت، به نقد و خرده گیری بکشاند!
ارسال نظر به عنوان مهمان