امروز:
چهارشنبه - 8 بهمن - 1404
ساعت :

آموزش خوزستان، نیازمند نجات آنی زیرساخت‌هاست

 حبیب خبر- عبدالحمید گل‌افشان:

 در میانه‌ی گرمای سوزان خوزستان، زمانی سخن از «دستگاه تصفیه هوا» و «پنجره‌ دوجداره» برای مدارسی به میان می‌آید که از ابتدایی‌ترین امکانات آموزشی و رفاهی محروم‌اند، گویی اولویت‌بندی‌ها به کلی وارونه شده است. این پارادوکس، تصویری روشن از شکاف عمیق میان آرمان‌های اداری و واقعیت تلخ مدارس این استان است.

 *رتبه‌های درخشان؛ نقابی بر چهره‌ی نابرابری آموزشی

 کسب «رتبه‌های تک‌رقمی کنکور» آن‌قدر در سخنان مسوولان تکرار می‌شود که گویی سندی قطعی بر سلامت نظام آموزشی است؛ حال آنکه این موفقیت‌ها بیشتر دستاورد تلاش و سرمایه‌گذاری خانوادگی در مدارس خاص و کلاس‌های کنکور است، نه دستاورد ساختار آموزشی رسمی.

 این آمارهای درخشان، پاسخی به پرسش اصلی نمی‌دهند: چرا کیفیت آموزش در مدارس عادی، روستایی و حاشیه شهرهای خوزستان روزبه‌روز رو به افول است؟

 این بزرگ‌نمایی‌ها بیشتر شبیه مرهمی موقت بر زخم کهنه‌ی نا‌عدالتی آموزشی‌اند؛ زخمی که درمان نمی‌شود.

 *سهمیه کنکور؛ مُسکنی برای بیماری مزمن

 طرح «سهمیه ۵ درصدی کنکور» برای جبران تعطیلی‌های ناخواسته نیز نمونه‌ای دیگر از نگاه مقطعی به مساله‌ای ژرف است.

 این رویکرد، آموزش را تنها به سال پایه دوازدهم و عبور از سد کنکور محدود می‌کند، درحالی‌که بحران بنیادین از همان روز نخست ورود کودک به مدرسه آغاز می‌شود؛ جایی که دانش‌آموزان ابتدایی و متوسطه اول با کمبود معلم، فضای آموزشی نامناسب و کمبود امکانات اولیه روبه‌رو هستند.

 عدالت آموزشی واقعی یعنی «برابری فرصت از ابتدای راه»، نه «اعطای امتیاز در پایان راه».

 مدیرانی که به جای رهبری آموزشی، مدیر تدارکات شده‌اند!

کمبود سرانه‌ی آموزشی، گرانی سرسام‌آور تجهیزات و نبود بودجه‌ی تعمیرات، مدیران مدارس را درگیر جنگ روزانه برای تأمین ابتدایی‌ترین نیازها کرده است.

کمبود سرانه: بودجه‌ی کنونی حتا نیازهای روزمره را پوشش نمی‌دهد و مدیران را ناگزیر به پیدا کردن منابع جایگزین کرده است.

گرانی تجهیزات: قیمت یک کولر ساده از مرز ۱۰۰ میلیون تومان گذشته؛ چگونه می‌توان در گرمای ۵۰ درجه انتظار تمرکز از معلم و دانش‌آموز داشت؟

فرسودگی تأسیسات: از سیستم‌های برقی و سرمایشی تا تجهیزات ورزشی و کارگاهی، همه در انتظار تعمیر و بازسازی‌اند.

مدیرانی که باید رهبران آموزشی باشند، امروز بیشتر شبیه مسوولان تأمین اقلام ضروری عمل می‌کنند.

*آرزوهایی که جای راستینه‌ها را گرفته‌اند

در شرایطی که بسیاری از مدارس خوزستان حتا میز و نیمکت کافی ندارند و دانش‌آموزان روی زمین می‌نشینند، سخن گفتن از پنجره دوجداره و دستگاه تصفیه هوا طنزی تلخ است؛ نشانه‌ای از فاصله‌ی تصمیم‌گیران با نیازهای واقعی مدارس.

جامعه‌ی آموزشی استان بیش از پروژه‌های لوکس و غیرضروری، به امکانات اولیه، حمایت معیشتی فرهنگیان و نوسازی زیرساخت‌های فرسوده نیاز دارد.

*آموزش خوزستان به کجا می رود؟

تا زمانی که دانش‌آموزی بدون نیمکت درس می‌خوانَد، معلمی به دلیل مشکل های معیشتی و آلودگی هوا به فکر مهاجرت است و مدیر مدرسه برای خرید یک کولر ناچار به استمداد از خیرین می‌شود، سخن از طرح‌های بلندپروازانه تنها بر تلخی راستینگی می‌افزاید.

آنچه خوزستان نیاز دارد، مدیرانی با «پای در خاک» و «چشم بر راستینگی» است؛ نه طراحانی که رؤیاهای دور از دسترس را جایگزین برنامه‌ریزی عملی می‌کنند.

ارسال نظر به عنوان مهمان

پیوست ها

0

نظرات

  • اولین نظر را شما بدهید