نظرات
- اولین نظر را شما بدهید

وقتی وزارت فرهنگ و ارشاد از «رتبهبندی پایگاههای خبری» حرف میزند، انگار با پروژهای ملی و پیچیده روبهرو هستیم؛ چیزی در حد ساخت یک نیروگاه هستهای! ولی کافی است به جدول حمایتهای مالی ۹۱ رسانه در ۱۴۰۴ نگاهی بیندازیم تا بفهمیم این رتبهبندی بیشتر شبیه همان کاغذ باطلی است که برای ژست اداری تولید شده و هیچ اثری در تصمیمگیریهای راستین ندارد.
در این جدول، رسانههایی که رتبهشان صفر است- یعنی حتا یک زحمت ساده ای برای پر کردن فرم هم نکشیدهاند- ده میلیون تا پنجاه میلیون تومان امسال حمایت گرفتهاند. آنوقت رسانههایی که روزانه درونمایه تولید میکند و رتبههای شان هم عددی قابل احترام است، یک میلیون تومان دریافت کرده اند! این تفاوت نه اختلاف، که توهین است؛ توهین به عقل، توهین به حرفه رسانه، و توهین به هر کسی که هنوز فکر میکند در این کشور معیار و ضابطه وجود دارد! (آقایان متخصص رتبه قندی! شماره شبا یا کارت بدهید تا دوستان یک میلیون تومان ها را برگردانند!)
جالبتر آنکه برخی رسانهها با رتبههای ۱۷، ۱۸ یا ۲۹، تا صد میلیون تومان گرفتهاند؛ برخی با رتبههای پنجاهوهفت و شصت، ده دوازده میلیون تومان. این وسط، چند رسانه با رتبه صفر- درجه صفر، تعامل صفر، فرم صفر، فعالیت صفر- به راحتی بالاتر از حرفهایترین رسانهها نشستهاند و حمایتهای نجومی گرفتهاند!
وقتی صفرها بیشتر از فعالها میگیرند، چه کسی میتواند باور کند این وزارتخانه هنوز چیزی به نام «رتبهبندی» را جدی میگیرد؟
اینکه وزارت ارشاد رسانهها را وادار به پر کردن فرمهای طولانی و وقتگیر کرده، اما نتیجه را منتشر نکرده، خود یک علامت سوال بزرگ است. آیا نتایج هنوز در مرحله کشف ذرهبین هستند؟ یا قرار است آنقدر نگهداشته شوند تا با واقعیتهای امروز هیچ نسبتی نداشته باشند؟
حقیقت سادهتر از این حرفهاست: نظام تخصیص حمایت رسانهای، سلیقهای، رابطهای و بدون هرگونه عدالت حرفهای است.
وقتی رسانههای کمکار هفتگی و ماهانه دهها میلیون گرفتهاند و رسانههای فعال تنها یکصدم آنها، دیگر چه جایی برای توجیه باقی میماند؟ وقتی عددها مثل آبشار از روی رتبهها رد شدهاند، دیگر چه معنایی دارد که بگوییم «ملاک رتبهبندی بوده»؟
مسأله تنها یک لیست مالی نیست؛ مسأله این است که رسانه مستقل را به عمد ضعیف نگه میدارند و رسانه بیصدا را بهخوبی سیر میکنند.
این یعنی همان سیاست قدیمی: حمایت از بیاثرها، فشار بر اثرگذارها.
وزارت ارشاد اگر نمیتواند شفاف و منصف باشد، کمینه یک کار بکند:
رتبهبندیای را که هیچکس- ازجمله خود وزارتخانه- به آن اعتقاد ندارد، تعطیل کند.
دستکم دیگر وانمود نکنید که این اعداد و این رتبهها منشأ اثر هستند.
البته یک لیست دیگری هم از رسانه های چاپی از روزنامه و هفته نامه گرفته تا دو هفته نامه و ماهنامه دو ماهنامه و فصل نامه و سالنامه در رسانه های مجازی دیده شد که روزنامه آلیک از موسسه جمعیت الیک یک میلیارد- سالنامه سه نقطه از امید مهدی نژاد یک میلیارد و دوماهنامه آگاهی نو از محمد قوچانی مبلغ پانصد میلیون ریال در امسال حمایت مالی شده اند.
جالب این که "امید مهدی نژاد" ماهنامه سه نقطه را هم دارد ولی برای سالنامه که در سال یک بار چاپ می شود یک میلیارد ریال حمایت مالی شده که اندیشیدن به آن آدم را دیوانه می کند!
شما چند پایگاه خبری را در نظر بگیرید که روزی شانزده ساعت کار و تولید درونمایه می کنند و از مردم و کشورشان هم پشتیبانی ولی در طول امسال تنها یک میلیون تومان به حسایشان واریز شده است. این مدیران مسوول پایگاه وقتی لیستی را می بیند که یک آقایی با داشتن یک سالنامه سه نقطه از پشتیبانی صد میلیون تومانی وزارت ارشاد بهره مند شده است چه گونه به این بیت از حضرت سعدی:" زبان در دهان ای خردمند چیست؟/کلیدِ درِ گنجِ صاحب هنر" عمل کنند و حرفی نزنند یا حتا لیوه نشوند و سرشان را به سه نقطه نکوبند و ارشاد شوند؟!
وقتی صفرها صدمیلیون میگیرند و فعالها یک میلیون، وقتی بیکارها حمایت درست و حسابی میشوند و کاربلدها ته صف یک میلیون تومانی میمانند، دیگر نام این را رتبهبندی نمیگذارند؛ میگذارند تبعیض رسمی ارشادی!
*زیباکلام اهوازی/هفدهم آذرماه یک هزار و چهارصد و چهار
ارسال نظر به عنوان مهمان