امروز:
پنجشنبه - 7 اسفند - 1404
ساعت :

بدرقه علی باباچاهی به خانه ابدی

پیکر علی باباچاهی با نواختن سنج و دمام به خانه ابدی بدرقه شد.

آیین تشییع پیکر و خاکسپاری علی باباچاهی، شاعر و منتقد ادبی بوشهری با نوای موسیقی جنوب برپا شد.

این آیین با حضور افرادی همچون حافظ موسوی، شهاب مقربین، هرمز علی‌پور، محمد قاسم‌زاده، ابوالقاسم ایرانی، رضا عابد، اعظم کیان‌افراز، مظفر رویایی، هادی خوانساری و ابراهیم دمشناس امروز پنجشنبه، هفتم اسفند در بهشت سکینه کرج برگزار شد.

بدرقه علی باباچاهی به خانه ابدی

علی باباچاهی، شاعر و منتقد ادبی که چهارم اسفند در ۸۳ سالگی از دنیا رفت، متولد سال ۱۳۲۱ در بندر کنگان استان بوشهر بود.

باباچاهی حدود سال ۱۳۴۵ وارد آموزش و پرورش شد و به مدت ۱۸ سال در بوشهر به تدریس ادبیات مشغول شد.

این شاعر و منتقد ادبی در سال‌های قبل از انقلاب، در مجلات «خوشه»، «روشنفکر»، «رودکی»، «کتاب هفته» و جنگ‌های ادبی حضوری مستمر داشت و بعد از انقلاب، بیشتر مجلات و نشریه‌های ادبی او را به نوشتن مقاله و انجام مصاحبه دعوت می‌کردند.

باباچاهی در کنار مصاحبه‌های بسیار و طرح مقولات جدید، به طرح «شعر پسانیمایی» پرداخت و بعدا «شعر در وضعیت دیگر» را مطرح ساخت که بحث‌های زیادی را دامن زد.

بدرقه علی باباچاهی به خانه ابدی

«در بی‌تکیه‌گاهی»، «جهان و روشنایی‌های غمناک»، «از نسل آفتاب»، «صدای شن»، «از خاک‌مان آفتاب برمی‌آید»، «آوای دریامردان»، «منزل‌های دریا بی‌نشان است»، «نم نم بارانم»، «عقل عذابم می‌دهد»، «قیافه‌ام که خیلی مشکوک است»، «رفته‌ بودم به صید نهنگ»،‌ «پیکاسو در آب‌های خلیج فارس»، «فقط از پریان دریایی زخم زبان نمی‌خورَد»، «هوش و حواس گُل شب‌بو برای من کافی‌ست»، «گُلِ بارانِ هزار روزه»، «دنیا اشتباه می‌کند»،‌ «بیا گوش‌ماهی جمع کنیم»‌، «به شیوه خودشان عاشق می‌شوند»، «باغ انار از این‌طرف است»، «در غارهای پُر از نرگس»،‌ «این کشتی پراسرار»،‌ «اتاق بر آب راه می‌روم»،‌ «قشنگی دنیا به همین است»‌، «آدم‌ها در غروب اسم ندارند» و «آئورا و دیگران من» از مجموعه شعرهای او هستند.

ارسال نظر به عنوان مهمان

پیوست ها

0

نظرات

  • اولین نظر را شما بدهید